روح القدس

روح القدس
  
روز پنطیکاست یا نزول روح القدس توسط میلیون ها پیرو مسیح در سراسر جهان جشن گرفته میشود. سوال پیدا می شود چرا، ما مسیحیان روز پنطیکاست را  جشن می گیریم؟
   ما در روز پنطیکاست به یاد لحظه های میشویم  که روح القدس به زمین آمد: بعد از عید پاک، شاگردان با هم در یک خانه بزرگ در اورشلیم جمع شده بودند که ناگهان صدایی از آسمان شنیده شد. صدای مثل باد و طوفان که تمام خانه را پر نمود. شاگردان به روح القدس پر شدن و قدرت و نیرو عظیم را در درون خود احساس کردند. پطرس را بیاد بیاورید، که در عید پاک عیسی مسیح را انکار کرده بود. اما حالا او مقابل جمعیت در اورشلیم ایستاد و با قاطعیت در مورد عیسی مسیح صحبت کرد. صحبت وی چنان قانع کننده بود که در همان روز، ٣٠٠٠ نفر توبه کردند و به عیسی مسیح ‌ایمان‌آورده تعمید گرفتند.
در آن روز  پطرس ناگهان تغییر کرد و به یک مرد نو تبدیل شد. روح القدس به حیث ماشین قوی بنا کننده در داخل وجود او شروع به فعالیت کرد.
  »کسانی که به وسیلۀ روح خدا هدایت می شوند، فرزندان خدا هستند.« ما می دانیم که در یک موتر یک ماشین نصب است. این ماشین، موتر را  نه تنها در جاده هموار بلکه در راه پر از خم و پیچ نیز حرکت میدهد. به این ترتیب روح القدس به مانند  یک ماشین قدرتمند است که در پیروان مسیح کار میکند. اگر یک پیرو مسیح از روح القدس پر نباشد پس برای او دشوار خواهد بود  که به نام عیسی مسیح شهادت بدهد. اگر شما در داخل خود  نیاز به یک ماشین  قدرتمند دارید، به شهادت پطرس دقت کنید.  او می گوید»:ما شاهدان این امور هستیم یعنی روح القدس که خدا به مُطیعان خود بخشیده است «.( اعمال رسولان ٣٢:٥ )
   اگر می‌خواهیم بدانیم که از روح‌القدس پر هستیم یا نه، باید به زندگی خود نگاه کنیم. کسی از روح‌القدس پر است که زندگی‌اش در اطاعت از خدا سپری می شود و زندگی جسورانه و پیروزمندانه بر گناه داشته باشد.  پس شما اگر به روح القدس پر شده باشید، حتی اگر شما در حرکت های زندگی تان به سراشیبی مواجه می شوید، توسط ماشین قدرتمند روح القدس، موتر زندگی شما می تواند به قله های بالا برود. به این ترتیب شما می توانید بدون توقف در زندگی ایمانی تان پیشرفت کنید.
   واقعۀ روز پنطیکاست‌، به پطرس ‌و سایر رسولان ‌فرصت‌ داد تا برای نخستین‌ بار، پیام ‌نجات ‌بخش‌ مسیح‌ را به ‌گوش‌ یهودیان‌ برسانند، یهودیانی که‌ از نقاط‌ مختلف ‌جهان ‌آن‌ روزگار در اورشلیم ‌بسر میبردند.
 روح القدس می خواهد با ما از طریق کلام خدا صحبت نماید. هنگامی که عیسی خداوند با شاگردان خود  خدا حافظی می نمود به آنها گفت او به  پدر دعا  میکند که روح القدس را برای تان بفرستد. ” این چیزها را وقتی هنوز با شما هستم می گویم، اما پشتیبان شما یعنی روح القدس که پدر به نام من خواهد فرستاد همه چیز را به شما تعلیم خواهد داد و آنچه را به شما گفته ام به یاد شما خواهد آورد.“ ( انجیل یوحنا ٢٥:١٤)
   شاگردان از روح القدس پر شدن زیرا آنها نیاز به یادآوری آن چیز ها را داشتند  که  عیسی مسیح زمانیکه در روی زمین زندگی می کرد به آنها گفته بود.
دقیقا به همان شیوه، روح القدس امروز از طریق کتاب مقدس که کلام خدا است با ما صحبت می کند. بنابراین یک‌ پیرو مسیح باید مرتب‌ کلام‌خدا را بخواند. اما برای درک‌ عمیق ‌آن ‌باید حتماً  از روح‌القدس‌ کمک بخواهد.
    روح القدس به ما کمک می کند تا آنچه می خوانیم درک نماییم، بعد از آن، در بسیاری از شرایط،روح القدس به ما می آموزد که به مثابۀ ‌پیرو مسیح  چگونه یک زندگی مقدس‌داشته باشیم.
به این باید توجه داشت که ‌برکات‌ روح‌القدس ‌و کار او در زندگی پیروان‌مسیح، صرف مربوط‌ به ‌قرن ‌اول ‌و مسیحیان‌ اولیه‌ نیست. روح القدس امروز ‌نیز در قلب‌ پیروان مسیح‌ کار میکند تا آنها را به‌ شباهت ‌مسیح ‌تبدیل نموده  و ارادۀ نیک خدا را در زندگی آنها‌تحقق‌بخشد.


»به عنوان کسی که برکات گوناگون خدا را یافته است، استعدادها و عطایای خود را برای خیریت دیگران به کار ببرید .«
( اول  پطرس  ١١:٤)


جشن پنطیکاست مبارک
دست اندرکاران مجله حقیقت عید نزول روح القدس را به همه پیروان مسیح 
و بخصوص مسیحیان افغان  تبریک  میگوید و برکات آسمانی را برای شما از خداوند می طلبیم.
فیض خداوند با شما وخانواده شما باد.




عاشق


عاشق
عاشق آنم که غم نالان کنم
هر دمی هر مشکلی آسان کنم
عاشق رسوائیم تا نزد دوست
اعتراف عشق در ایمان کنم
دوست دارم شوکتت را ای پدر
تا به آن عیسی دمی جبران کنم
روح قدوست بیاید در برم
زندگی باعشق را عنوان کنم
عاشق صبر توام در لحظه ها
من چگونه عشق را تاوان کنم
عاشقم عاشق به این رفتار تو
صبر را ره توشه ایمان کنم

 سپهر نافذی  

صعود عیسی مسیح

همینکه عیسی این را گفت، در حالیکه همه می دیدند، بالا برده شد و ابری او را از نظر ایشان ناپدید ساخت .هنگامی که او می رفت و چشمان آنها هنوز به آسمان دوخته شده بود دو مرد سفید پوش در کنار آنها ایستادند و پرسیدند: «ای مردان جلیلی، چرا اینجا ایستاده اید و به آسمان می بینید؟ همین عیسی که از پیش شما به آسمان بالا برده شد، همانطوریکه بالا رفت و شما دیدید، دوباره به همین طریق باز خواهد گشت.»
                                 ( اعمال رسولان فصل اول ٩-١١)

آیا واقعاً عیسی از مردگان برخاست؟



 »  پدر جان، معلم ما میگوید که عیسی مسیح از مردگان قیام نکرده است. او صرفاً روی صلیب آویزان شد و بعد شاگردان اش از او خوب پرستاری کردند تا اینکه کاملاً صحت یاب گردید. شما در این باره چه فکر میکنید آیا این هم امکان دارد؟«
   پسر عزیزم، برای اینکه بدانیم نظریه معلم محترم واقعیت دارد یا خیر، باید تجربه عیسی مسیح بالای خودش تطبیق شود. به معلم محترم بگو:»بیایید اول سی و نه ضرب شلاق بخورید، بعد دست ها و پاهای شما را میخ میکنیم و شما را روی صلیب برای شش ساعت آویزان میکنیم. بعد با ضرب نیزه ای قلب شما را می شگافیم. در آخر برای سه روز در قبر میگذاریم. بعد از این همه شکنجه ها می آییم به پرستاری شما تا ببینیم که صحت یاب می شوید یا خیر.«
   رستاخیر مسیح از مردگان شاید مغلق ترین موضوع در الهیات مسیحی باشد که با بیشترین انتقادها دست و گریبان است.
   در دنیای امروز کم هستند کسانیکه هیچ نظری در این مورد نداشته باشند. یکی رستاخیز را مسخره میداند و برای دیگری محور ایمان است. برای یکی رستاخیزاسطوره ای بیش نیست و برای دیگری یگانه واقعیت تاریخ است.
    متفکرین مسیحی به گونه های متفاوتی خواسته اند رستاخیز مسیح را توضیح دهند. حتی کلیسا ها به چشم های متفاوتی داستان رستاخیز مسیح را می بینند و تفسیرهای گوناگونی به آن میدهند. حتی در زمان کلیسای اولیه یعنی قرن اول میلادی بحث ها و جنجال های زیادی پیرامون موضوع قیام مسیح وجود داشته است. از نامه پو لس رسول به قرنتیان چنین معلوم میشود که سوال بعضی از مسیحیان اولیه در شهر قرنتیه بر سر این بود که مسیح با چگونه بدنی قیام کرده بود، آیا با همان بدنی که دفن شد؟ اگر بدن قیام کرده ای او کاملاً مثل بدن ما بود (چون او کاملاً انسان بود) پس چگونه از درهای بسته گذشت و به شاگردانش ظاهر شد؟ و چگونه به آسمان رفت؟ و ... پولس رسول در جواب می نویسد: "جسم نفسانی کاشته میشود و جسم روحانی بر میخیزد." (اول قرنتیان ١٥: ٤٤)
بهر حال اکثریت پیروان مسیح ایمان دارند که مسیح با - بدن جلال - یافته قیام کرده است و این بدن جلال یافته چیزی است که ما انسانها تا هنوز به سرشت آن پی نمی توانیم برد.
فقط زمانیکه خود ما مانند مسیح با بدن های جلال یافته آراسته گردیم، آن وقت ماهیت و معنای بدن جلال یافته را درک خواهیم کرد.
   کتاب مقدس به جر و بحث بالای موضوع قیام مسیح نمی پردازد بلکه آنرا بیان میکند. همان طوریکه به دنبال ثبوت وجود خدا نیست. " در ابتدا خدا آسمانها و زمین را آفرید." با این جمله کتاب مقدس شروع میشود، بدون اینکه اول وجود خدا را ثابت نماید. کتاب مقدس به دلایل منطقی برای اثبات قیام مسیح نمی پردازد. متفکر مسیحی بنام جان وال مینویسد: "انجیل، رستاخیر مسیح را توضیح نمی دهد. برعکس، این رستاخیز مسیح است که انجیل را توضیح میدهد."
   چند سال قبل کلیسای که من عضو آن بودم تصمیم گرفته بودند که هر هفته یک شب را بنام شب بحث و گفتگو بنامند و در آن شب هرکس می توانست خویشان و همسایگان خود را با خود بیاورد تا در باره ایمان مسیحی باهم تبادل نظر نمایند. در یکی از این شب ها یک جفت جوان آمده بودند که کم کم علاقه به کلیسا داشتند ولی بعضی مسایل مسیحی را بی مفهوم می پنداشتند. خانم به شبان کلیسای ما رو کرده و گفت: "قیام مسیح از مردگان به نظر من یک افسانه است." شبان با قاطعیت گفت:" نی خانم، این یک واقعیت است." شوهرش پرسید: "آیا ثبوت علمی برای این ادعا دارید؟ " شبان در پاسخ گفت: "من و شما به بسیار چیزها ایمان داریم که تا هنوز ثبوت علمی برای آنها پیدا نشده است." شبان به سخنانش ادامه داد و به تشریح و تفصیل مسایل علمی و تاریخی پرداخت. خانم دوباره پرسید: "رستاخیز مسیح چه تفاوتی در جهان ما آورده است؟ همه چیز مانند همیشه است. آیا رستاخیز مسیح میتواند شکم اطفال گرسنه را سیر کند؟"
   در میان این سوالها و بحث ها، یکی از اعضای معمولی کلیسا که بسیار گمنام هم بود، آهسته و ملایم چنین گفت: " تا زمانیکه مسیح در قلب شما قیام نکرده باشد ودر زندگی شما زنده نشود، این داستان های انجیل واقعاً که برای شما افسانه ای بیش نیستند."
   امروز پیروان زیادی مسیح هستند که به قیام مسیح ایمان دارند ولی مسیح در قلب آنها هنوز قیام نکرده است. هستند  پیروان مسیح که میکوشند تمام آیات مربوط به قیام مسیح را حفظ کنند، ولی متاسفانه عیسی مسیح هنوز در زندگی آنها زنده نشده است. در نتیجه، قیام مسیح صرف داستانی است که آنها به واقعیت تاریخی آن ایمان دارند و بس. ولی ایمان مسیحی بسیار بیشتر از این است. ایمان مسیحی، صرف باور به وقایع تاریخی نیست. شیطان نیز به تاریخ ایمان دارد، او نیز باور دارد که مسیح قیام کرده است ولی هنوز هم شیطان باقی مانده است.
تا زمانیکه مسیح در قلب ما قیام نکرده باشد و در زندگی ما زنده نشود، داستان قیام مسیح از مردگان نمی تواند مفهوم واقعی اش را بخود بگیرد. (عیسی زنده است!) این شعار بسیار از مسیحیان جهان است که حتی روی تخته ها و پرده ها می نویسند. ولی این شعار وقتی به هدف اصلی اش میرسد که مردم دنیا، عیسی زنده را در وجود من و شما ببینند.

رستاخیز مسیح  به مسیحیان افغان تبریک