نوروز

میله نوروز  یکی از سنت های دیرینه یی است که از هزاران سال به این سو  به مثابه میراث فرهنگی و تاریخی در کشور عزیز ما افغانستان آن را  گرامی میدارند.
با آمد آمد نوروز فصل نوین بهار آغاز میشود؛ که انسان را از کرختی زمستان رهایی می بخشد. اینک بهار، بستر سپید زمین خسته را دریده و روپوش برف را از سر و روی آن دور نموده است و آن را سرسبز می نماید. افسرده گان خواب زده را قدرت می دهد و دم خویش را بر جان مردۀ آنان می دمد. وقت آن است که پنجره دل های افسرده خویش را به سمت بهار بگشاییم.
فصل بهار، معرفت و دوره آموزشی خداشناسی است. گیاهان پس از خواب عمیق زمستانی، حیات مجدّد طبیعت پس از مرگ و خاموشی، به وجود آمدن طراوت و زندگی بهاری پس از فصل بی حسّی و برگ ریزی درختان، همه با سرانگشت نسیم بهار، پدید می آید. بهاری که خود، زاییده قدرت خدا و تدبیر آفریدگار است. انسان که به دامن طبیعت قدم می گذارد و از دیدن گل ها و شکوفه ها و سر سبزی و طراوت لذت می برد، درمی یابد که قدرتی عظیم، این حیات مجدّد را به طبیعت بخشیده است. آیا این درسی از بازگشت نیست؟ بهار و سال نو، پیام دارد. پیام بهار و نوروز درباره حیات دوباره انسان هاست، یعنی تولد دوباره. درس خداشناسی و اثبات رستاخیز است، رستاخیز عیسی مسیح از مرده گان . بهار در اصل موسم تازه گی و جوان شدن است. نوروز، زنده گی تازه را از ما می خواهد. او از ما می خواهد که  ما روش جدید، کردار و رفتار جدید را یاد بگیریم و سلوک تازه یی  در زنده گی خود اختیار کنیم.
پیام مسیحیت به تمام مردم دنیا، پیام یک زنده گی  نو و تازه است. یعنی پیغام تولد شدن از نو است. البته تولد شدن از روح، نه از جسم. این تولد دوباره که توسط روح مسیح صورت میگیرد، از ما یک انسان کاملا نو میسازد .
دوستان گرامی، اگر شما در جستجوی این هستید، که زمستان زنده گی تان، به بهار جاویدان تبدیل شود، راهی را باید انتخاب کنید؛ که بتوانید از طریق آن به آرزوی تان برسید. این راه  سپردن زندگی تان  به دست عیسی مسیح است، پس او را پادشاه زنده گی خود بسازید، او زنده گی جاویدان به شما خواهد  بخشید.
هموطن عزیز، از زمستان سرد و خنک بیرون بیا، بهار و سرسبزی و طراوت در عیسی مسیح است، او برای کفاره گناهان تو به روی زمین آمد. برای تو مرد و برای تو از مرگ قیام کرد. او درین بهارخجسته اینجاست با صدای رسا و قامتی جلال یافته  به تو میگوید :« سلام بر شما باد »
برآمد باد صبح و بوی نوروز
به کام دوستان و بخت پيروز
مبارک بادت اين سال و همه سال
همايون بادت  اين روز و همه روز

www.haqiqat.com

موقف زن در مسیحیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت



در مسیحیت عیسی مسیح به حیث نجات دهنده انسان پا بر زمین میگزارد، اعم از زن و مرد هر کسی را که به او ایمان آورد نجات و رسته گاری از مرگ روحانی که با گناه آدم و حوا محکوم شده بودند، میسر میگردد .
   در این مورد تفاوت میان زن و مرد نیست، مسأ له نجات از گناه و مرگ روحانی بنیاد مسیحیت را میسازد.  با ایمان به عیسی مسیح همه داخل خانواده خدا میگردند، در این میان  فرق میان زن و مر د نیست، مردان پسران خدا و زنان دختران روحانی خدا از روی عیسی مسیح شناخته میشوند .
   عیسی مسیح آمد تا همه انسانان را از بندها و زنجیر هایی که انسانان و شیطان بر دستان  و پا ها و افکار انسان گسترده بودند رها سازد. در کلام خدا در غلاطیان فصل ٥ آیه های ١-٣  گفته میشود: « پس اکنون که مسیح شما را آزاد کرده است بکوشید آزاد بمانیدو بار دیگر اسیر قید و بند شریعت نشوید، به آن چی میگویم بادقت توجه نمایید: اگر فکر میکنیدکه با ختنه شدن و انجام احکام مذهبی مقبول خدا میگردید در آن صورت مسیح دیگر نمیتواند شما را رستگار سازد»
   پس  میبینم که مسیح آمد تا همه موانع و قوانینی که دست و پای انسان را بسته بود بردارد
  و به جای ان قانون اساسی خدا را که همانا محبت خدا است  مسلط ساخت، محبت به خدا و محبت به انسان (هم به زن و هم به مرد). مرد باید زن خود را تا سرحد فدا کردن خود به او، و زن مرد را تا سرحد خدمت کردن به او دوست بدارد. این سخن بار ها در انجیل تأکید شده است که سر زن مرد است و سرمرد عیسی، همان گونه که عیسی برای کلیسا و نجات انسان جان خود را فدا کرد مرد هم به خاطر زن خود جانش رابا محبت بگزارد.
   در مسیحیت اطاعت از شوهر با محبت به خدا همراه است. در ارث در مسیحیت زن و مرد حق کاملأ مساوی دارند، شهادت همینگونه، در کار و زنده گی نیز مساوات کامل میان زنان و مردان برقرار است. در مسیحیت مسأله  دیگری که مطرح شده است، اطاعت زن از شوهراست، آن چنان که مرد از مسیح اطاعت میکند که با ایمان و محبت همرا است نه با جبر و زور و ظلم ،  اما زنان امروزه در کلیسا ها همانند مردان در رسانیدن پیام انجیل به مردم سهم میگیرند و تمام اعطایای که مردان صاحب آن اند ، مانند نبوت، حکمت ؛ شفا و صحبت به زبانها، را دارا اند.
  در کلام خدا گفته شده است که : «خدا انسان را شبیه خود آفرید او انسان را زن و مرد آفرید و ایشان را برکت داد و گفت بارور و زیاد  شویید، زمین را پر یسازیید و بر آن تسلط یابید( کتاب آفرییش فصل اول ایه های٢٧-٢٨).هیچ گونه تفاوت میان زن و مرد مطرح نیست.
زیرا تا اینجا مشکل  وجود ندارد زیرا انسان چون فرزند خدا و آفریده او زنده گی میکند، اما مشکل زمانی به وجود مییاید که انسان از احکام خدا دوری میکند و در مقابله با خدا بر میخیزد که همانا شنیدن کلام شیطان و خوردن از میوه درخت شناخت نیک و بد است. انسان محکوم به مرگ جسمانی و روحانی و زحمت کشیدن بر روی زمین و زن متحمل کشیدن درد زایمان و  تربیه و پرورش طفل میگردد و درست بعد از این است که زن حوا " زنده گی"  نامیده میشود یعنی مادر همه زنده گان و قبلأ او نساء یعنی برگرفته از انسان نامیده میشد زیرا مطابق کتاب پیدایش فصل ٢ آیه های ٢١-٢٣ آنگاه خداوند آدم را به خواب عمیق فرو برد یکی از قبرغه هایش را برداشت و جای آن را گوشت پر کرد، و از آن قبرغه زن را سرشت و نزد آدم آوردو آدم گفت: « این است استخوانی استخوانهایم و گوشتی از گوشتم. نام او نساء(زن) باشد زیرا از انسان گرفته شده است.» در این جا عدالت و برابری کامل مرد و زن تضمین شده است .
درست بعد از زنده گی در روی زمین و رواج گناه حتی قتل و بیعدالتی که در جهان رواج یافت که با اراده خدا و کلام خدا مغایرت داشته است، تفاوت ها بیشتر میگردد و نقش زن به انسان درجه دوم پایین مییاید و این ناشی از اوج تسلط گناه و شیطان بر جهان است .
درست بعد از این  بیعدالتیها  مسیح بر زمین آمد تا انسان را دوباره با خدا پیوند دهد و آن جدایی که میان خدا و انسان بوجود آمده بود برداشته شود. از این جهت او کلام خدا ، روح، خدا، پسر خدا و ناجی انسان نامیده  شد و در نجات او هیج تفاوت میان زن و مرد خورد و بزرگ،  آزاد و برده ، غریب و معتبر وجود ندارد. او همه را نجات میدهد و روح و فیض و برکت را به همه رایگان میفرستد و هیچ تفاوت به خصوص در میان انسان از نگاه جنس وجود ندارد.
 و هرگاه باز هم به کتاب مقدس رجوع کنیم.  در کتاب پیدایش فصل ٢ آیه ٢٦  میخوانیم که " به این سبب است که انسان از پدر و مادر خود جدا میشود و به همسر خود میپیوندد و از آن پس ان دو یکی میشوند". یکی شدن و حق مساوی بودن انسان در کلام خدا تضمین میگردد. واین کلام با آمدن عیسی مسیح به کمال میرسد و مرد را انسان فدا کار پر محبت و عاشق در برابر خدا ،کودک و زن میسازد و زن را انسان پر محبت و عاشق  و خدمتگذار در برابر خدا، مرد و کودکش میسازد؛ این معادله کاملأ مساویانه و پر ازمحبت خدا و انسان است که در هیج دین و مذهب دیگر با این کیفیت دیده نمیشود.     
     در اخیر بخشی از کلام خدا را با شما درمیان میگزاریم که مربوط به زنده گانی مشترک زنان و شوهران است درافسسیان فصل ٥آیه های ٢٢-٣١ میخوانیم:
" ای زنان شوهران خود را اطاعت کنیدچنان که خداوند را، زیرا که شوهر سر زن است چنان که مسبح سر کلیساو او نجات دهنده بدن است....
ای شوهران زنان خود را محبت نمایید، چنان که مسیح هم کلیسا را محبت نمود وخویشتن را برای آن داد....
...به همین طور باید مردان زنان خویش را مثل بدن خود محبت نمایند زیرا هر کی زوجه خود رامحبت نماید،خویشتن را محبت مینماید. زیرا هیچ کس جسم خود را دشمن نداشته است بلکه  آنرا تربیت و نوازش میکند چنان که خداوند نیز کلیسا را " .
 در این آیات که در چندین جای انجبل به شکل های مختلف تکرار شده است، یک مسأله کاملاً روشن است و آن اطاعت توأم با محبت زنان از شوهران و محبت کامل مردان تا سرحد فدا کردن جان خود با محبت برای زنان است. در اینجا شریعت اساسی مسیح که همانا محبت است معیار زنده گی زناشوهری در مسیحیت است، نه جبر وزور و ظلم ، زیرا شریعت مسیح شریعت دنیایی نیست. بلکه شریعت روحانی و معنوی است که انسان با ایمان ومحبت میتواند آن را تحقق بخش، نه با زور و جبر بالای انسان ، زیرا حاکم و قاضی اصلی و واقعی تنها خدا است و هیچ کس حق ندارد خود را به جای خدا قرار دهد و بر بنده گان و فرزندان او ظلم روا دارد.  

میلاد عیسی مسیح تبریک




مسیحیان افغان عزیز!
جشن میلاد عیسی مسیح را برای تان تبریک میگویم.
بگذار تا روشنایی کریسمس در زندگی شما، فامیل تان و دوستان تان بتابد.
من خداوند را بخاطر هر یک شما شکرگذار هستم چون شماجای داشتید  درزندگی ما تا خواست خداوند تطبیق گردد.
ما از تمام برکات خداوند در سال ٢٠١٢ شکر گذار بوده و چشم به راه کارهای بزرگتر خداوند در سال ٢٠١٣ هستیم. خواهشمندیم بهترین آرزوهای ما را برای تان در سال ٢٠١٣ بپذیرید.
درافغانستان جای که ما بزرگ شدیم در باره نام های خداوند شنیدیم اما در مورد پر معنی ترین نام خداوند که، محبت است چیزی بیاد نداشتیم
در میلاد عیسی مسیح  خداوندمحبت به زمین نزد ما آمد
در زندگی، عیسی مسیح خداوندمحبت بما نمایان گردید
در مرگ عیسی مسیح بر صلیب بخاطر گناهان بشریت، خداوندمحبت بما ثابت کرد که چقدر مردم این دنیا را دوست دارد 
در دوباره زنده شدن عیسی مسیح پس از مرگ، خداوندمحبت بما راه پیروزی بر مرگ جاویدانی را که ایمان به عیسی مسیح است ، نشان داد.


بگذار تا خداوند محبت بر شما عزیزان رحمت و ببخشش خود را در این روزهای جشن تولدی عیسی مسیح در هر کحایی دنیا که هستید ارزانی بدارد. آمین.


دعای ربانی




دعای ربانی، معروفترین دعا در مسیحیت است. دعای ربانی دعایی است که عیسی مسیح به شاگردانش آموخت که چگونه دعا نمایند.
این دعا قسمتی از موعظه بالای کوه عیسی مسیح است. دعای ربانی یک نمونه است که به ما میاموزد که چکونه دعا نماییم:
 «ای پدر آسمانی ما، نام تو مقدس باد. پادشاهی تو بیاید. ارادۀ تو همانطور که در آسمان اجرا می شود، در زمین نیز اجرا شود. نان روزانۀ ما را امروز به ما بده. خطایای ما را ببخش، چنانکه ما نیز کسانی را که به ما خطا کرده اند می بخشیم. ما را از وسوسه ها دور نگه دار و از شریر رهایی ده، زیرا پادشاهی و قدرت و جلال تا ابدالآباد از تو است. آمین."
( متی ٦: ٩-١٣)
   

شيمع



  در جریان قرن اول در فلسطین  یک یهودی دین دار از صدق دل برای خدا زندگی می کرد.
دو بار در روز او «شيمع»shema) ) را تکرار میکرد که این خود یک نوع  کلمه یهودی بود.
«ای اسرائیل، بشنو: خداوند، خدای ما خداوند یکتا و یگانه است. خداوند، خدای خود را با تمامی دل و تمامی جان و تمامی قوّت خود دوست بدار. این سخنانی را که امروز به تو ابلاغ می کنم، در دل خود نگهدار. به فرزندان خود تعلیم بده و خواه در خانه باشی خواه در بیرون، خواه در حال استراحت باشی خواه بیدار، همیشه دربارۀ آن ها صحبت کن. آن ها را مثل شعاری بر دست و پیشانی خود ببند و بر سر در و دروازۀ خانۀ خود بنویس (تثنیه ٦: ٤-٩)
   این کلمه به آیین یهودی تبدیل شد و آنها را از بقیه انسانها جدا می ساخت. مردم اسرائیل باید خدا را از طريق پيروی تمام تورات، دوست میداشتند. آنها تورات را ميخواندند، حفظ میکردند، قرائت می نمودند، مينوشتند و به اطفال خود میآموختند. 
ولی «شیمع» خلاصه تورات و اعتقاد توحیدی یهود بود.
   یک روز یک قانون دان (اهل فقه، یکی از علمای دین) که در باره تورات معلومات مکمل داشت، می خواست نظر عیسی مسیح را در باره  تورات بداند. او ازعیسی مسیح پرسید:»مهم ترین حکم در تورات کدام است؟« عیسی مسیح با قرائت»شيمع» جواب داد ( تثنیه ٤:٦-٥)حتما مسيح کلمه« شيمع » را خوب می دانست.  عیسی مسیح جواب داد:» اول این است: ای اسرائیل بشنو، خداوند، خدای ما، خداوند یکتا است و خداوند، خدای خود را با تمام دل و تمام جان و تمام ذهن و تمام قوّت خود دوست بدار. و دوم این است: همسایه ات را مانند خود محبت نما. هیچ حکمی بزرگتر ازاین دو وجود ندارد»  (مرقس ١٢: ٢٩-٣١) 

   بعد، عیسی مسیح اضافه کرد:« همسایه ات را مانند خود محبت نما.» اگر چه این متن از تورات است ( لاویان ١٩: ۱۸) مگر بخشی از خود « شيمع » نمی باشد. ولی عیسی مسیح كه با صلاحيت الهی درس ميداد، ابعاد جدید به کلمه »شیمع« اضافه كرد هر چند که دیگران را دوست داشتن هم جز مهم در اصول اخلاقی یهودیان بود، مگر شامل کلمه  »شیمع « نبود. عیسی مسیح حکم دیگری را عنوان می کند » همسایۀ خود را مثل خویشتن محبت نما«
در کلمه »شیمع« عیسی مسیح  دو حکم را مشخص نمود.
- دوست داشتن خدا .
   - دوست داشتن همسایه خود.
این دو حكم خلاصه  اراده خدا است. این همان چیزی است که خدا از هر انسان انتظار دارد. اگر ما این دو حکم را اجرا نمایم این بدان معنی است که عیسی مسیح را پیروی می نماییم. این دو حکم باید »شیمع« و یا کلمه ما باشد. ما بايد آن را حفظ کنیم، آنرا قرائت نمایم و آنرا به فامیل خود آموزش دهیم. بیشتر از همه، ما باید به اساس این دو حکم  زندگی خود را عیار نماییم.
از اين نوع محبت ما، جهانبان خواهند فهمید كه ما پیروان عیسی مسیح هستيم، وقتی كه ما خدای خود را دوست داشته باشیم، به خانواده خود محبت داشته باشیم، همسایه خود را دوست داشته باشیم و هم چنان به دشمنان خود محبت نماییم.
جوهر راه عیسی مسیح محبت به دیگران است. حقیر ترین زندگی را کسی دارد که  تنها به فکر خود است، ولی غنا ترین زندگی را کسی دارد که نسبت به دیگران احساس محبت داشته باشد. این پیام در مثل گوسفند و بز  به صورت واضح بیان شده است (متی ۲۵: ۳۱ – ۴۶). اين »گوسفندان« مراقب دیگران میباشند، بدون اینکه به خود توجه داشته باشند، محبت جوانمردانه آن است که به دیگران کمک نمایند بدون اینکه از دیگران توقع داشته باشید. برعكس » بزها « تنها در فكر خود هستند، و اگر آنها از دیگران مراقبت نمایند به خود  افتخار می کند و می بالند.
اگر ما عیسی مسیح را پیروی می کنیم، باید در جای قدم های او پای بگذاریم، به اساس تعالیم او رشد کنیم و به او نزدیک شویم، به دیگران احساس محبت داشته باشیم. این محبت ما شامل فامیل، همسایه ها و حتی دشمنان ما میشود.
استنلی جونز(وفات ۱۹۷۳ م) ، معلم بزرگ در هند گفت:»نهايی ترين مراقبت مسیحی آن است که حتی از دشمنان خود و کسانی که به آنها  بد رفتاری می نمایند ، مراقبت و کمک می نمایند.«
این است کلمه و یا »شیمع« ما پیروان مسیح، که خدا و همسایه خود را محبت نماییم.
                                                                                                        (نوشته آ.ل.)